محمد بن عبد الله بن عمر
113
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
ودر روز بدر از لشكر اسلام سه تن سوار بودند : زبير بن العوّام ، مقداد بن عمرو ، ومرثد بن أبي مرثد الغنوي ؛ وباقي پياده بودند ، يا بر پشت اشتر . وچون سيد ، عليه السلام ، از غزاى بدر فارغ شد ، حق تعالى سورت انفال « 1 » فرستاد . وعدد لشكر [ كه ] « 2 » با سيد ، عليه السلام ، بودند ، سيصد وسيزده مرد بود « 3 » . غزو ششم - غزو بنى سليم چون سيد ، عليه السلام ، از غزو بدر فارغ شد ، وبه مدينه رفت ؛ بعد از هفت روز ، به غزو بنى سليم « 4 » ، بيرون رفت . وسباع بن عرفطة الغفاري به نيابت خود در مدينه بازداشت . وگويند : ابن امّ مكتوم بازداشت . وسيد ، عليه السلام ، سه روز ، به نزديك بنى سليم فرو آمد ، وجنگ نكردند ، واز آنجا باز مدينه آمد . وبقيّت ماه شوّال وماه ذىقعده « 5 » در مدينه بود وگرفتگان قريش را ، در اين دو ماه ، به فدا بازپس داد . وبعد از آن به غزو سويق بيرون شد « 6 » . * غزو هفتم - غزاى سويق - والسّلام چون واقعهء بدر بيفتاد ، أبو سفيان بن حرب سوگند خورد كه نزديك زن نشود ، وسر از جنابت نشويد تا قصاص واقعهء بدر ، از محمد وأصحاب وى ، باز نخواهد . ودر ماه ذيحجه ، با دويست سوار از مكة ، به نزديك مدينه آمد ، آنجا كه قوم بنى النّضير بودند . چون شب درآمد . تاختن برد به در مدينه ودرختى چند خرما بسوزانيد . ودو تن از أنصار بيافت وبكشت و ، در حال ، روى به مكة نهاد . چون خبر به مدينه رسيد ، سيد ، عليه السلام ، با صحابه برنشست ومىرفتند ، تا به منزلي رسيدند كه أبو سفيان با لشكر فرو آمده بود . واز تعجيل وانديشه ، بنه « 7 » رها كرده بود ورفته . پس صحابه ، قماشهاى « 8 » ايشان برگرفتند ، وتوشهء ايشان بخوردند ، وبيشتر سويق « 9 » بود . و
--> ( 1 ) . بر طبق متن عربى ، ج 2 ، ص 322 ، تمام سورهء انفال به مناسبت غزو بدر نازل شده است . ( 2 ) . از سيره ، ص 609 ، نقل شد . ( 3 ) . أسامي أصحاب بدر وشمار ايشان به تفصيل در سيره ، ص 608 - 619 آمده است . ( 4 ) . اين قبيله در حوالي مدينه بودهاند وسرزمين ايشان تا ناحيهء مكة ادامه داشته وراه بين مدينه ومكة را مىتوانستهاند در اختيار داشته باشند . ( 5 ) . يعنى شوال وذىقعده سال دوم هجرى قمري . ( 6 ) . غزو بنى سليم در سيره ، ص 629 ، آمده است . ( 7 ) . انديشه : ترس ، بيم ، اضطراب ( معين ) . بنه : بار وأسباب ورخوت خانه ، زاد وتوشه ( معين ) ( 8 ) . در أصل : قماشه وبر طبق سيره ، ص 630 ، اصلاح شد . قماش : أثاثه ، رخت ( معين ) ( 9 ) . سويق : آرد نرم از جو وگندم وغيره ( معين )